نيکي به سادات که نوادگان پيامبر (صلي الله عليه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلي الله عليه آله) شمرده مي شود، چنانچه آن گرامي (صلي الله عليه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعايت شئون فرزندان او حفظ مي شود.
پاداش نيکي و احترام به سادات
خدا در قرآن فرمود: بگو من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنين جايگاهي مي رساند، هيچ مزدي جز دوستي با خويشانم از شما نمي خواهم ...
سيّد در لغت به معني «آقا»،«بزرگوار»،«رئيس» بود(قرشى، سيد على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350 )
و در اصطلاح، سيّد از القابي است که در عرف فارسى زبانان و شيعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) منتهى مىشود، اطلاق مي شود.
اما به علويّيني که به واسطه حضرت عبّاس يا جناب محمّد حنفيّه نسبشان به حضرت امام علي (عليه السلام) مىرسد و همچنين هاشميّ هايي که نسبشان به جناب جعفر طيّار و عقيل مىرسد، نيز احتراماً سيّد گفته مي شود.(خامنه اي،سيد علي، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217 )
اسلام ديني است که به همه انسان ها حتي غير مسلمانان احترام مي گذارد، اما براي مسلمانان و م?منان احترام بيشتري قائل است و در ميان م?منان، احترام به منسوبين به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله عليه) را سفارش و تأکيد کرده است.
اينکه سادات فعلي ذريّه پيامبر ناميده شدند، از اين جهت مي باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طريق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب مي شوند، اما به جهت روايات متعدد که از پيامبر نقل شده، ايشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکيد كرده.
اين مسئله در برخي تفاسير آيات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصيتها نوعى امتياز محسوب مى شود؛ از اين رو مردم به بستگان شخصيتهاى علمى و سياسى احترام مى گذارند. اين از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذريه پيامبر از فاطمه زهرا(سلام الله عليه) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ويژهاى باز مى کند و به آنان با ديد احترام مي نگرد. اگر در روايات آمده که به سادات احترام بگذاريد، به جهت پيامبر است.
احترام و نيکي به سادات....
نيکي به سادات که نوادگان پيامبر (صلي الله عليه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلي الله عليه آله) شمرده مي شود، چنانچه آن گرامي (صلي الله عليه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعايت شئون فرزندان او حفظ مي شود. (1)
خدا در قرآن فرمودند: «بگو من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنين جايگاهي مي رساند، هيچ مزدي جز دوستي با خويشانم از شما نمي خواهم.» (2)
به گفته ابن عباس، هنگامي که اين آيه نازل شد از پيامبر (صلي الله عليه آله) پرسيدند: اي رسول خدا! آنان که خدا به مودتشان فرمان داده چه کساني اند؟ فرمود: علي ( عليه السلام) و فاطمه (سلام الله عليها) و فرزندان آن دو.(3)
امام رضا( عليه السلام) نيز فرمودند: نگريستن به فرزندان ما عبادت است، راوي پرسيد: نگاه به اماماني که از نسل شمايند يا نگاه به نسل پيامبر(صلي الله عليه آله) ؟ آن حضرت ( عليه السلام) فرمودند: بلکه نگاه به همه فرزندان پيامبر (صلي الله عليه آله) عبادت است تا وقتي که از روش او جدا نشده و خود را به گناهان نيالوده باشند
پاداش نيکي به سادات
رسول خدا (صلي الله عليه آله) فرمودند: در قيامت براي چهار گروه شفاعت مي کنم:
1.اکرام کننده به ذريه ام پس از من، 2. برآورنده نيازهايشان، 3.آنکه براي اصلاح امورشان به هنگام اضطرار آنان بکوشد؛ 4. کسي که آنان را با دل و زبانش دوست بدارد(4)؛ همچنين فرمودند: عيادت از بني هاشم فريضه و زيارت آنان، سنت است.(5)
امام رضا( عليه السلام) نيز فرمودند: نگريستن به فرزندان ما عبادت است، راوي پرسيد: نگاه به اماماني که از نسل شمايند يا نگاه به نسل پيامبر(صلي الله عليه آله)؟ آن حضرت(عليه السلام) فرمودند: بلکه نگاه به همه فرزندان پيامبر (صلي الله عليه آله) عبادت است تا وقتي که از روش او جدا نشده و خود را به گناهان نيالوده باشند.(6)
رسول خدا (صلي الله عليه آله) فرمودند: هرکس براي فردي از فرزندانم کار نيکي انجام دهد و او پاداش وي را ندهد من نيکي او را پاداش مي دهم. (7)
ذريه
آزار رساندن به خاندان پيامبر (صلي الله عليه آله) نيز کيفر دارد، امام صادق(عليه السلام) از نياکان خود از رسول خدا چنين روايت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت مي کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان مي پذيرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نميکنم.(8)
حکايتي از شأن عظيم سادات....
روزي نظام حيدرآباد دكن در عماري مي نشيند و عده اي هنود بت پرست آن عماري را به دوش حمل مي كنند (طبق مرسوم تشريفات سلطنتي آن زمان) پس در آن حالت چرت و بي خودي عارضش مي شود و حضرت اميرالم? منين عليه السّلام را مي بيند به او مي فرمايد: نظام ! حيا نمي كني كه به دوش سادات عماري خود را قرار دادي ؟ چشم باز مي كند و منقلب مي شود مي گويد عماري را بر زمين گذاريد.
مي پرسند مگر از ما تقصيري واقع شده؟ مي گويد نه لكن بايد عده ديگري بيايند و عماري را بلند كنند، پس جمعي ديگر را مي آورند و عماري را به دوش مي كشند تا نظام به مقصد خود رفته و برمي گردد به منزلش.
نيکي به سادات که نوادگان پيامبر (صلي الله عليه آله) هستند احترام به آن حضرت (صلي الله عليه آله) شمرده مي شود، چنانچه آن گرامي (صلي الله عليه آله) فرمودند: احترام به انسان از راه رعايت شئون فرزندان او حفظ مي شود
پس آن عده را كه در مرتبه اول، عماري بر دوش آنها بود، در خلوت مي طلبد و دست به گردن آنها كرده و با ايشان معانقه نموده و رويشان را مي بوسد و مي گويد شما از كجاييد؟ جواب مي دهند اهل فلان قريه. مي پرسد آيا از سابق اينجا بوديد؟ مي گويند همينقدر مي دانيم اجداد ما از عربستان اينجا آمده اند و توطن نموده اند.
مي گويد بايد فحص كنيد، نوشته جاتي كه از اجدادتان داريد جمع كنيد و نزد من آوريد پس اطاعت كردند و هرچه داشتند آوردند. سلطان در بين آن نوشته شجرنامه و نسب نامه اجدادشان را مي بيند كه نسب آنها به حضرت علي بن موسي الرضا عليه السّلام مي رسد و از سادات رضوي هستند، نظام به گريه مي افتد و مي گويد شما چطور هنود شده ايد در حالي كه مسلمان زاده بلكه آقاي مسلمانانيد؟! همه آنها منقلب شده و مسلمان و شيعه اثني عشري مي شوند، نظام هم املاك زيادي به آنها عطا مي كند. لزوم اكرام و احترام از سلسله جليله سادات و ذريّه هاي رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله از مسلميات مذهب ماست و در جلد اول گناهان كبيره در بحث صله رحم به آن اشاره شده است و تفصيل مطلب با ذكر ادله آن در كتاب فضائل السادات است و در كتاب كلمه طيبه مرحوم نوري چهل روايت و داستان اشخاصي كه به بركت اكرام به ذرّيه طاهره آثار عظيمه مشاهده نمودند نقل كرده است و از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله روايت كرده اند كه فرمود:اَكْرمُوا اَوْلادِي الصّالِحُونَ للّهِِ وَالطّالِحُونَ لي يعني :ساداتي كه اهل صلاح و تقوا هستند براي خدا آنها را گرامي داريد و ساداتي كه چنين نيستند براي خاطر من و انتسابشان به من گرامي داريد. (داستانهاي شگفت/آيت الله دستغيب)
پي نوشت ها:
1.الاحتجاج، ص103
2.سوره شوري، آيه 23
3.البرهان في التفسير القرآن، ص823
4.عيون الگزارشهاالرضا، ج اول
5.بحارالانوار ، ج93، ص234
6.عيون الخبار الرضا، ج2، ص51
7.الامالي، طوسي، ص355
8.الأمالي، صدوق، ص294
فرآوري: محمدي
بخش اخلاق و عرفان اسلامي تبيان
برچسب:
نویسنده: آراد احمدپور